عباس اقبال آشتيانى
314
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مسكوكات نقش نموده بتشويق علماى اين شعبه پرداخت . علاقهء اولجايتو بمذهب حنفى بتدريج علماى اين مذهب را در اظهار تعصب و بدگوئى بمذاهب ديگر اسلام و آزار پيروان آنها شدت داد در صورتى كه خود اولجايتو مردى متعصب نبود و به همين جهت بتشويق خواجه رشيد الدين فضل اللّه كه از مذهب شافعى پيروى داشت نظام الدين عبد الملك مراغهاى شافعى را به سمت قاضىالقضاتى كل ايران منصوب كرد و عموم اهل مذاهب را تحت امر او قرار داد . خواجه نظام الدين شافعى پس از انتخاب بمنصب جليل فوق بنقض عقايد مذاهب ديگر و ردّ آراء دينى ايشان مشغول شد و بازار مناظرات بلكه مخاصمات و مفاحشات مذهبى رواج گرفت مخصوصا وقتى كه در سال 707 قبل از لشكركشى به گيلان پسر صدر جهان بخارائى حنفى باردوى اولجايتو آمد و با تعصب تمام با قاضىالقضات شافعى بجدال پرداخت شدت اين مخاصمه بيشتر شد و كار برسوائى و توهين بمذهب اسلام كشيد چه هر كدام از دو فرقهء شافعى و حنفى بذكر قبايح دينى و عقايد سخيفهء فرقهء ديگر پرداختند و براى مجاب ساختن خصم از بيان فضايح مذهبى يكديگر كه همهء آنها نيز باسم اسلام معمول بود خوددارى نكردند و اين مباحثه باعث انضجار و ملالت خاطر بزرگان مغول گرديد و اولجايتو از سر غضب از مجلس بحث قاضىالقضات و پسر صدر جهان برخاست و امراى مغول متحير ماندند . عاقبت قتلغ شاه به ايشان خطاب كرده گفت كه اين چه خبطى بود كه ما در ترك دين اجدادى و ياساى چنگيزى و قبول آئين عرب كرديم و به مذهبى سر فرودآورديم كه تا اين حد ميان علماى آن اختلاف موجود است و بزرگان آن از مبادرت به هيچ زشتى و رسوائى خوددارى ندارند . بهتر آن است كه به آئين اسلاف خود برگرديم و ياساى چنگيزى را احيا كنيم . اين خبر بتدريج در ميان اردو انتشار يافت و نفرت مغول از اسلام و قائدين آن رو بازدياد گذاشت بهطورىكه هرجا يكى از اهل عمامه را مىديدند او را مورد استهزاء و طعنه قرار مىدادند و از عقد ازدواج مطابق شريعت اسلام سر مىپيچيدند . اتفاقا در همين ايام موقعى كه اولجايتو از اران بآذربايجان برمىگشت در رسيدن به قريهء گلستان و اقامت در عمارتى ييلاقى كه از ابنيهء غازانى بود طوفانى شديد سركرد و چند نفر از همراهان اولجايتو به صاعقه هلاك شدند و اولجايتو وحشتزده راه